جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
798
تحفة الملوك ( فارسى )
معيشت و منزل است ، مگر اشخاصى كه صاحب مكنت و وسعت بسيار باشند و مقصود ايشان از زندارى به خصوص تكثر نسل و بسيارى اولاد باشد نه معيشت و منزلدارى ؛ از قبيل ملوك و سلاطين ، با آنكه به سبب شدت شوكتى كه در ايشان مىباشد زنان ايشان در نزد ايشان به منزلهء كنيزان ايشان مىباشند و در نهايت ، مغلوب و مقهورند و جرأت و قدرت بر افساد و اخلال در امور ندارند . و با وجود اين ايضا احتراز از آن خصوصا در يك خانه يا در يك ولايتى كه منزلهاى ايشان به يكديگر نزديك باشد به نحوى كه آنها را اطلاع بر امور يكديگر باشد لازم است ؛ چونكه به سبب غيرت و شدت محبتى كه در جبلت زنان بالنسبه به مردان ، مركوز است هرآينه باعث و موجب افساد و اختلال امر مرد مىگردند ، و وجود مرد در خانه به منزلهء وجود دل است در بدن و يك دل تدبير دو بدن را نمىتواند نمود . و اگر مبتلا به چنين محنتى گردد ، پس البته ما بين آنها تفريق و بعد المشرقين قرار بدهد ؛ چنانكه خداوند به حضرت ابراهيم عليه السّلام به خصوص تفريق نمودن ما بين هاجر و ساره ، بعد از مبتلا شدن آن جناب به محنت اجتماع آنها و شكايت نمودن درد و محنت خود را به خداوند ، ارشاد و امر فرمود . « 1 » و بايد ايضا كه حقوقى كه به فرمودهء خداوند كه وَ لَهُنَّ مِثْلُ الَّذِي عَلَيْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ « 2 » از براى زنان بر مردان به طريق معروف مىباشد به عمل آرد تا آنكه هم تقوا و پرهيزگارى و اصلاحانديشى امر معاد و اطاعت خداوند خود را نموده باشد و هم از براى زن به اين سبب ، ميلى و رغبتى و اعتماد بالنسبه به او بههم رسد و اطاعت او را بنمايد . و حقوقى كه از براى مردان بر گردن زنان ايضا لازم است ايضا به عمل آرد . اما حقوقى كه از براى زن بر گردن مرد است ، پس از آن جمله آن است كه به فرمودهء خداوند كه وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ « 3 » با او به طريق عادت و معروف اهل بلد معاشرت و سلوك نمايد و جميع ما يحتاج امثال و اقران او را از براى او حاضر سازد ؛ يعنى نفقهء
--> ( 1 ) . ر . ك : تفسير منهج الصادقين ، ج 5 ، ص 143 ، ذيل آيهء 37 ، سوره ابراهيم . ( 2 ) . بقره : 228 . ( 3 ) . نساء : 19 .